قصه آقا

قصه ۱۶ · یک وانت وسیله ▪ صحنه ۶ از ۷

صحنه ۶

صحنه ۶ — صحنه ۶ از قصه ۱۶ «یک وانت وسیله»
«چهار پسر دارم. هر چهارتا مستأجرند. خدا را شکر».

روایت صحنه

اتاق ساده. فرش نخنما. چهار جوان روحانی ایستاده مقابل پدر. پدر نشسته و آرام حرف میزند.

آیهٔ این قصه

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿١٥٥﴾

﴿بقره/۱۵۵﴾

همهٔ قصه ۱۶ — یک وانت وسیله