قصه آقا

قصه ۲۸ · رفتیم فینال ▪ صحنه ۴ از ۶

صحنه ۴

صحنه ۴ — صحنه ۴ از قصه ۲۸ «رفتیم فینال»
اولویت من دقت است.

روایت صحنه

رفتیمسر فینال» سال ۱۳۸۴ و یک بازدید در ساله‌ای آخر عمر طهرانیمقدم. تصویر دوگانه: یک سمت، نامهٔ دستنویس طهرانیمقدم — خط فارسی روی کاغذ ساده، امضا پایین: «سرباز کوچک شما، سرتیپ پاسدار حسن مقدم.» سمت دیگر، آقا در حال بازدید از تأسیسات جهاد خودکفایی سپاه (یک روز جمعه، طبق روایت برادر شهید)، دست راستش را بر شانهٔ طهرانیمقدم گذاشته. انتصاب به فرماندهی نیروی هوافضا در مهر ۸۸. اتاق جلسه؛ حاجیزاده روبهرو نشسته و برنامه‌هایش را ارائه می‌دهد؛ آقا گوش می‌دهد. طبق روایت حاجیزاده: آقا گزارش‌های قبلی را دقیق مطالعه کرده، تدابیر گذشته را می‌داند و یک روند چندساله جلوی چشمش است.

آیهٔ این قصه

وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُونَ ﴿٨٠﴾

﴿انبیاء/۸۰﴾

همهٔ قصه ۲۸ — رفتیم فینال