قصه آقا

قصه ۱۰ · مثل زنبور عسل ▪ صحنه ۶ از ۶

حلقههای میانی

۱ خرداد ۱۳۹۸ | تهران | دیدار با دانشجویان

حلقههای میانی — صحنه ۶ از قصه ۱۰ «مثل زنبور عسل»
«جریان حلقه‌های می‌انی»...

روایت صحنه

آقا پشت تریبون. دانشجویان دست بلند کردهاند. پرچم ایران در دو طرف.

آیهٔ این قصه

وَأَوْحَىٰ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ﴿٦٨﴾ ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا ۚ يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ ﴿٦٩﴾

﴿نحل/۶۸-۶۹﴾

همهٔ قصه ۱۰ — مثل زنبور عسل