▪ قصه ۱۵ · موشک جواب موشک ▪ صحنه ۲ از ۶
شب
روایت صحنه
پایگاه چهارم شکاری. شب. اما آسمان روشن است — از آتش بمباران. افق شهر میسوزد. آقا ایستاده. نگاه به شهر.
آیهٔ این قصه
وَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ﴿١٤٦﴾
﴿آلعمران/۱۴۶﴾