قصه آقا

قصه ۱۶ · یک وانت وسیله ▪ صحنه ۳ از ۷

صحنه ۳

صحنه ۳ — صحنه ۳ از قصه ۱۶ «یک وانت وسیله»
«این دفعه اگر تو را بگیرند، من می‌میرم».

روایت صحنه

صبح. آینه. مرد جوان با عمامه در حال بستن عمامه. مادر با چادر سیاه پشت سرش ایستاده. انعکاس هر دو در آینه. چهره غمگین مادر.

آیهٔ این قصه

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿١٥٥﴾

﴿بقره/۱۵۵﴾

همهٔ قصه ۱۶ — یک وانت وسیله