قصه آقا

قصه ۱۶ · یک وانت وسیله ▪ صحنه ۴ از ۷

صحنه ۴

صحنه ۴ — صحنه ۴ از قصه ۱۶ «یک وانت وسیله»
پسرش پدر را نشناخت.

روایت صحنه

خانه کوچک در ایرانشهر. یک اتاق و پنجرهای رو به کوچه. مادر و بچهها با نگاه نگران به پنجره. سایه ماشین در کوچه.

آیهٔ این قصه

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿١٥٥﴾

﴿بقره/۱۵۵﴾

همهٔ قصه ۱۶ — یک وانت وسیله