▪ قصه ۱۸ · خُذها بقوّة ▪ صحنه ۲ از ۳
خبر
صبح ۱۴ خرداد ۱۳۶۸
که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند
روایت صحنه
ساعت ۶: ۳۰، دفتر ریاست جمهوری. آقا لباس پوشیده و در حال رفتن است؛ چند نفر از همراهان کنار میز جمع شدهاند، چهرهها ناراحت و جدی؛ رادیو در کادر دیده میشود. ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، جلسه صبح مجلس خبرگان. آقا پشت میکروفنها در حال قرائت وصیتنامهٔ امام خمینی (ره)؛ سر پایین افتاده و دست به صورت — لحظهٔ بغض میان قرائت.
آیهٔ این قصه
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ ﴿٧٢﴾
﴿احزاب/۷۲﴾