▪ قصه ۲۳ · مثل ماهی ▪ صحنه ۲ از ۶
صحنه ۲
«آقا همیشه میگفت روحانی باید مثل ماهی باشد. ماهی در دریا به دنیا میآید، در دریا بزرگ میشود، و در دریا میماند».
روایت صحنه
سه تصویر برش خورده کنار هم: .۱ آقا با لباس ساده ایستاده و با جوانی که زیرپوش تنش است حرف میزند — جوان میخواهد برود لباس بپوشد، آقا میگوید راحت باش..۲ آقا دست مرد میانسالی را محبتآمیز گرفته و با هم راه میروند..۳ آقا تکه نانی خشک در دست دارد و میخورد.
آیهٔ این قصه
لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢٨﴾
﴿توبه/۱۲۸﴾