▪ قصه ۴ · نواب این است؟! ▪ صحنه ۱ از ۶
صحنه ۱
روایت صحنه
روز. تهران. مسجد. مردی با لباس رسمی روی زمین افتاده. جوانی با کلاه پوستی در حال دور شدن. مردم ایستادهاند و نگاه میکنند.
آیهٔ این قصه
أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ ﴿٢٢﴾
﴿زمر/۲۲﴾