▪ قصه ۴ · نواب این است؟! ▪ صحنه ۲ از ۶
صحنه ۲
نواب (کوچک: ) «پسرعمو! سلام علیکم». / آقا (درشت: ) عجب! نواب این است؟ !
روایت صحنه
مدرس مدرسه سلیمانخان مشهد. نور از پنجره میآید. نواب وسط جمع ایستاده — مردی لاغر و کوتاهقد با عمامه سیاه و چهره بشاش. دارد با یک سید دست میدهد. طلبهای چهارده ساله کنار دیوار ایستاده و نگاه میکند.
آیهٔ این قصه
أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ ﴿٢٢﴾
﴿زمر/۲۲﴾