قصه آقا

قصه ۲۱ · سفینه غزل ▪ صحنه ۳ از ۵

مرد کهنی

مرد کهنی — صحنه ۳ از قصه ۲۱ «سفینه غزل»
«ابوالفضل مائی»...

روایت صحنه

سالن بزرگ. آقا (رئیس‌جمهور) و شهریار (پیرمرد هشتاد ساله) روبروی هم. شهریار دست مجروح آقا را گرفته و به سینه فشرده. چشمانش خیس است.

آیهٔ این قصه

كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ ﴿٢٤﴾

﴿ابراهیم/۲۴﴾

همهٔ قصه ۲۱ — سفینه غزل